دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

10

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

مراوده‌ها در زمان آق‌قويونلوها صورت منظمى پيدا كرد و در دوره اوزون حسن و وارثان صفوى او با خصومت مشتركى كه به امپراتورى عثمانى نشان دادند ، دوام و قوام يافت . اين تماس‌ها و جذابيت روزافزون ايران براى بازرگانان غربى كه در پى كشف فرآورده‌هاى صنعتى و مواد خام بودند ، موجب شد تا سياحان اروپايى گزارشهايى غنى و پرمايه درباره دوره صفوى از خود به يادگار گزارند كه امروزه از منابع اصلى و دست اول تاريخ سياسى ، اقتصادى و اجتماعى ايران برشمرده مىشوند . تأليف اين جلد از تاريخ كمبريج ايران نخستين‌بار در سال 1961 م . برنامه‌ريزى و لارنس لكهارت به ويراستارى آن برگزيده شد و از مؤلفان خواست تا نوشته‌ها و جستارهاى خود را تا پايان سال 1963 م . تحويل دهند . چند فصل از آن به پايان نيامده و يا منتظر ترجمه به زبان انگليسى بود كه عمر لكهارت در سال 1976 م . به پايان آمد . پروفسور ج . آ . بويل كه پيشتر ويراستارى جلد پنجم تاريخ كمبريج ايران را بر عهده گرفته بود ، ويراستارى جلد ششم را نيز متقبل شد . ولى اجل مهلتش نداد و پس از دو سال او هم رخ در نقاب خاك كشيد . نوبت به من رسيد و ويراستارى اين جلد را از پائيز سال 1979 م . برعهده گرفتم و به گردآورى فصول گوناگون آن پرداختم و پس از ويراستارى ، كل دست‌نوشته‌ها را آماده چاپ كردم . چند تن از مؤلفان - پروفسور سيورى ، دكتر هيلنبراند و آقاى گرى - فصول مربوط به خود را بار ديگر بازبينى و در آنها تجديدنظر كردند . در اينجا بايد بگويم كه ما وامدار پروفسور شيمل و پروفسور يارشاطر هم هستيم كه بر ما منت گذاشتند و دو فصل ارزشمند را به بخش ادبيات اين مجلد افزودند . بقيه فصول از مدتها پيش آماده شده بود ، از اينرو پژوهشهاى اخير در آنها چندان محل عنايت قرار نگرفت . البته در اين خصوص مؤلفان اين مجلد را حرجى نيست . اين نكته را هم بگويم كه نقشه‌ها و جدولهاى شجره‌نامه‌ها فراهم آوردهء خود من است و نويسندگان فصول مختلف را مسووليتى در كاستىهاى آنها نيست « ( * ) » . . . مىماند تشكر و امتنان از افرادى كه به نحوى در پديد آمدن اين جلد و تكامل آن دست داشتند و ما را يارى دادند . هيوبرت دارك ، دبير ويرايش تاريخ كمبريج ايران ، در تهيه كتابشناسى ، لوحه‌ها و تصاوير نهايت كمك و يارى را رساندند . اين وايت كه كمك ويراستار نسخه اصلى بود ، از هيچ كمكى دريغ نكردند . همقطاران و دوستان من در دانشگاه كيل ، هنگامى كه زير بار مسووليت ويراستارى اين مجلد مانده بودم ، به يارىام آمدند ؛ شكيبايى و ظرافت عمل آنها را ارج مىنهم . ناشران و هيأت تحريريه تاريخ كمبريج ايران از كمكهاى بىدريغ مالى صندوق يارشاطر در دانشگاه كلمبيا نهايت امتنان را دارند . پىتر جكسن كيل ، آوريل 1985 م .

--> ( * ) در اين بخش يك پاراگراف كه درباره آوانگارى اسامى فارسى ، عربى و تركى و از براى خوانندگان غربى بود ، حذف شد .